احمد بن محمد ميبدى
47
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
خود ديدن و از عزّت اسلامى به ذلّت جهودى افتادن ، ليكن ربّ العالمين گويد : خواست خواست ما است نه خواست جهودان ! و مراد مراد ما است نه مراد آنان ، مشيّت و اختيار با خدا است نه با ديگرى ! ابو ذر به حضرت حسين بن على ( ع ) عرض كرد : من درويشى را بر توانگرى اختيار كردهام و بيمارى را بر تن درستى برگزيدهام ! حضرت فرمود : رحمت خدا بر ابو ذر باد ، او را چه جاى اختيار است ، و بنده را با اختيار خود چه كار ؟ پيروز آن كس است كه اختيار و مراد خود را فداى اختيار و مراد حق كند . خداوند به موسى فرمود : مراد خود را فداى مراد ازلى ما كن ، و در باقى خود ارادت نما ! تو بندهاى و بنده را اختيار و مراد نيست ، چه به حكم مراد خود بودن ، ترك بندگى كردن است . مراد برادران يوسف ، ذلّت يوسف و عزّت خويش بود ، چون نيك نگه كردند ذلّت و خوارى خويش را ديدند و عزّت و بزرگوارى يوسف ! پنداشتند كه چون او را از پدر جدا كردند وى را خوار گردانيدند بسى برنيامد كه خود را ديدند برابر تخت او صف كشيده و كمر خدمت در ميان بسته چاكروار مىگفتند : اى عزيز مصر : ما و خانوادهء ما دوچار قحطى و گرسنگى شده و تو ما را از اين بلا و زيان نجات ده ! [ آيات 115 - 112 ] ( تفسير لفظى ) 112 - بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ . آرى هركس روى خود را فرا راه خدا دهد و فرمان او را رام باشد و نيكوكارى كند ، دست مزد او نزد خداوند است كه وارد بهشت شود درحالىكه نه بيمى دارند و نه هيچ اندوهگين شوند ! 113 - وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ . جهودان گفتند ترسايان بر هيچ چيز نيستند و ترسايان گفتند جهودان بر هيچ نيستند و ارزش ندارند ! درحالىكه آنان كتاب خدا را مىخوانند ، همچنين آنان كه هيچ نمىدانند گفتارى مانند گفت ايشان داشتند و خداوند روز رستاخيز ميان آنها در آنچه آنها باهم گفت و شنيد داشتند دادرسى خواهد كرد . 114 - وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَ سَعى فِي خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلَّا خائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ . كيست بيدادتر از آنكه بازمىدارد مسجدهاى خدا را از اينكه در آنجا خدا را ياد كنند و در ويرانى آن مىكوشند ايشان هرگز در آن مسجدها وارد نشدند مگر با ترسولرز ، ايشان راست در دنيا رسوائى و در عقبى عذابى بزرگ . 115 - وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ . خاور و باختر همه از خداست ، هرجا كه شما روى آوريد همانجا سوى خدا است كه خداوند بسيار توانا و دانا است « 1 » . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 112 - بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ . . . : اشارت است به اينكه : كار كار مخلصان است و دولت دولت
--> ( 1 ) مفسران نوشتهاند جمعى از ياران رسول خدا به سفرى بودند كه ناگهان ابر آمد و قبله بر آنان مشتبه شد و هركس به تشخيص خود به سمتى نماز گزارد ! چون هوا باز شد ، جمله بدانستند كه هيچ يك روبهقبله نبودهاند شرح حال به پيغمبر عرض كردند در حال اين آيه نازل شد و از آن پس قبلهء مسلمانان به كعبه تبديل يافت .